رها شو در بند بندگی...

کوله بارت بربند....
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد....
که به مقصد برسیم...
بشناسیم خدا را...
و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم...
می شود آسان رفت...
می شود کاری کرد...
* امروز استاد ادبیات می گفت خدا کاشف الکروب است و ستار العیوب...آنوقت بنده های خدا کاشف العیوب !!!!
* آسمان امشب اینجا انگار حالش خوب نیست....فکر کنم از روی دلتنگی است...دلتنگی مسافران خوب این شهر خدا ...که انگار می ترسد بروند و تا سال بعد....بدجور گریه می کند...سردی آهش به صورتم می خورد وقتی برای تماشایش خود را از پنجره نشانش می دهم....!!!
* یا علی
بدست آوردن ارزش های والا باخوش گذرانی میسر نیست..چه بسا خواب های شب که تصمیم های روز را ازبین برده و تاریکی های فراموشی که همت های بلند را نابود کرده است..!